سيد علي اكبر قرشي
139
قاموس قرآن ( فارسي )
بقول مجمع كلام هذيان را از آن هجر گويند كه شأنش مهجور و متروك بودن است در آيه * ( وَقالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً ) * فرقان : 30 . مهجور ظاهرا بمعنى متروك است و بعضى آن را هذيان گفتهاند . آيات ما قبل نشان ميدهند كه آنحضرت اين كلام را در آخرت بعنوان شكايت خواهد گفت . مهاجرت : اصل مهاجرت بمعنى متاركه غير است و در عرف هجرت از محلَّى است بمحلّ ديگر و در عرف قرآن هجرت از دار كفر است بدار ايمان مثل هجرت از مكَّه بمدينه در اوائل اسلام * ( إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هاجَرُوا وَجاهَدُوا فِي سَبِيلِ الله أُولئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ الله ) * بقره : 218 . * ( وَمَنْ يُهاجِرْ فِي سَبِيلِ الله يَجِدْ فِي الأَرْضِ مُراغَماً كَثِيراً وَسَعَةً ) * نساء : 100 . اين آيات و تمام آيات ديگر راجع به همان مطلب است كه گفته شد . حتى در باره ابراهيم عليه السّلام كه فرمود : * ( وَقالَ إِنِّي مُهاجِرٌ إِلى رَبِّي ) * عنكبوت : 26 . طبرسى فرموده : مهاجران را به جهت قطع مواصلت و ترك قوم و محلشان مهاجر ناميدهاند و علت آمدن با مفاعله آنست كه هر يك از مهاجران مانند نظير خويش از وطن و قوم خود بريده و مصاحبت رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله را اختيار ميكردند . نگارنده گويد : بارها در اين كتاب گفتهايم و صاحب مجمع نيز متذكَّر شدهاند كه مفاعله لازم نيست هميشه بين الاثنين باشد مثل « سافر زيد - عاقبت اللَّصّ » در مهاجرت نيز اگر بين الاثنين نباشد مانعى نيست . [ در اينجا لازم است چند مطلب بررسى شود : ] * ( إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ قالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ الله واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَساءَتْ مَصِيراً ) * نساء : 97 . يعنى آنان كه ملائكه آنها را